تبلیغات
روستای درزیكلای آخوند بابا (بابل) - مطالب آداب و رسوم مردم روستا
روستای درزیكلای آخوند بابا (بابل)
زادگاه شهیدان والامقام برادران خیرالله و حسین تقی زاده ، رمضان خالقی و سردار مصطفی صالحی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


روستای زیبای درزیكلای آخوند بابا در جنوب بابل واقع شده است از شمال به روستای دونه سر از غرب به روستای معلم كلا، از جنوب به روستای گلچوب و از شرق به دو روستای كاسمانكلا و بنگر كلا محدود می باشد. مسیر اصلی ایاب و ذهاب مردم شریف این روستا به شهرستان بابل، از جاده معروف به پهلوان حبیبی است. جاده ارتباطی این روستا به روستاهای معلم كلا و قمی كلا آسفالت است.
از بناهای مشهور روستا سقاخانه و تكیه قدیمی و مقبره درویش قاسم است.
شغل مردم بیشتر كشاورزی و باغداری می باشد. این روستا دارای بازار هفتگی سه شنبه بازار است كه مردم مایحتاج خود را از این بازار تأمین می كنند و یا در روز شنبه به گتاب می روند و از شنبه بازار آن خریدهای خود را انجام می دهند. رودخانه متالون در شرق این روستا واقع شده است و از جمله رودخانه های فصلی می باشد.
مردم ولایتمدار این روستا، چند شهید والامقام به این نظام و انقلاب تقدیم نموده اند.
هدف از طراحی این وبلاگ، فرهنگی است. تلاش خواهد شد كه از شهدا، ایثارگران، آداب و رسوم، بزرگان و عالمان دین و اخلاق و خاطرات زیبای این روستا به كمك فرهیختگان خوب روستا مطالبی سودمند درج شود.
دیار و زادگاه زیبای مادر عزیزمان را دوست می داریم و عاشقش می باشیم و برای سربلندی آن دعا می كنیم.
این وبلاگ را تقدیم می کنیم به روح بلند مادر عزیزمان و تمامی مادران درزیکلایی و به روان پاکشان درود و سلام می فرستیم بخاطر تمام زحماتی را که برای تربیت فرزندان این آب و خاک تحمل کردند و آنان را با تمام وجودشان پروراندند.

مدیر وبلاگ :حسین عزیزپور معلم

گوشه ی دنج جهان است روستا

خلوت باغ جنان است روستا

 

دشت و صحرایش همیشه نوبهار

جلوه ی رنگین کمان است روستا

 

مردمش آرام، فضایش بی صدا

چون کلاس امتحان است روستا

 

در وجود جمله مهر و عاطفه

مردمانش مهربان است روستا

 

دخترانش با حجاب و با ادب

چون پری باشد زنان روستا

 

با محبت پیر مردانش   همه

همچو قلب نوجوان است روستا

 

در ده ما نیست بازار سیاه

فاقد جنس گران است روستا

 

بر خلاف شهر بی دوز و کلک

صاف و ساده مردمانش روستا

 

حیف و صد حیف از جور زمان

چو غریب بی نشان است روستا

 

قاسمی





نوع مطلب : آداب و رسوم مردم روستا، 
برچسب ها : در وصف روستا،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 25 مرداد 1394

سرزمین مازندران آغوش خود را برای تبلیغ و ترویج تشیع علوی  بر روی نوادگان امامان معصوم(ع) و سادات باز نمود قلب هر محله و كوی و برزنی به عشق اهل بیت عصمت و طهارت (ع) می تپد و نیست آبادی و شهری كه در ایام عزا جامه ی مصیبت و عزا بر تن نكند. تكایا و سقّاخانه ها، كانون همدلی و مركز سوگواری و كسب معرفت اهل بیت(ع) از گذشته های دور بوده و حال نیز این كسب فیض، بیشتر هم شده است، مكانی است كه عشق به نیكی ها ، ایثارگری ها و برادر واقعی بودن ها تعلیم داده می شود. اباالفضل العباس (ع) را الگوی برادری می دانند و در سوگش نوحه سرایی و سوگواری می كنند.

سقّاخانه ی روستای درزیكلا آخوند بابا از با قدمت ترین سقاخانه های منطقه است هر چند به خاطر عدم مرمت و ایمن نبودن از نظر فیزیكی، سقف آن را برداشتند و مجدد بازسازی كردند، جا دارد خاطره ای از این بنای مذهبی در این وبلاگ آورده شود.

نوجوانی بیش نبودم به روستا آمده بودم تا به مادربزرگ سری بزنم - البته كمی هم به طمع ماهی شكم پر كه همیشه در خانه اش به راه بود به كنار گلزار شهدا رسیدم جمعیت زیادی در كنار سقآخانه حضور داشتند گاوی را آورده بودند و قربانی می كردند از یكی از بستگان سؤال كردم كه جریان چیست؟ گفت: « می خواستند سقف سقّاخانه را باز كنند كه جوانی از دار دنیا رفت و مردم از عظمت و شكوه این مكان مقدس، وحشت كردند كه مبادا موجب خشم خدا شده باشند. از طرفی هم، سقف آن چنان بر اثر باد و باران و فرسودگی چوب ها آسیب دیده كه كسی جرآت نمی كند داخل آن بشود. به پیشنهاد بزرگان روستا، گاو نری را به نیّت آقا ابوالفضل (ع) قربانی می كنند و برایش طعام می دهند و سپس آرام آرام سقفش را باز می كنند..

سقّاخانه در دو طبقه است، همكف آن به صورت انبار ظروف و دیگ و ... است و طبقه بالا برای عزاداری در ایام محرم استفاده می كنند و داخل آن امكاناتی است كه بعضی از حاجتمندان از روستاهای همجوار گرفته تا از سراسر كشور به آن رجوع می كنند و زائر آن می شوند و شب هایی را در آن استراحت می كنند و حاجات خود را می گیرند و با رضایت خاطر این روستا را ترك می كنند. به خاطر همین كرامات، این سقّاخانه، نذورات زیادی دارد البته سارقان هم به ظاهر نیازمندتر از این سقّاخانه اند و بی نصیب از نذورات آن نیستند. در سه سال قبل در شب انتخابات مجلس شورای اسلامی كه مردم تا ساعت12 شب در حوزه اخذ رأی بودند، دزدان با نیسانی آمدند و قفل درب را شكستند و از صندوق نذورات گرفته تا دیگ ها و ظروف به تخمین سی میلیون تومان را به غارت بردند و این اتفاق حوالی اذان صبح بود. همسایه ها صدای نیسان و سر و صدای باركردن دیگ ها و ظروف را شنیده بودند، اما به گمان اینكه با خادم هماهنگی شده و برای مراسم و جشن عروسی می برند، بی خیال شده بودند. حتی خانم سبزی فروشی كه در كنار تكیه منتظر وسیله ی نقلیه بود تا دسترنج خود را برای فروش به شهر ببرد نیسان را دیده بود كه از حیاط تكیه بیرون آمده بود.

یكی از بزرگان روستا در مورد عظمت این سقّاخانه می گوید: «جوان بودیم و با جوانان روستا در بالای سقاخانه در شب های محرم نشسته بودیم و با هم شوخی می كردیم و به سخنرانی حاج آقا بر بالای منبر تكیه، دل نمی دادیم. همینطور كه سرگرم بذله گویی و خنده و شوخ طبعی بودیم ناگهان ماری بسیار بزرگ از سقف این سقّاخانه به وسط ما جوانان، افتاد. همه از ترس فریاد كشیدند و از آن مكان فرار كردند و برای خود این اتفاق را چنان تعبیر می كردند كه این مار یك هشدار بود و به ما فهماند كه در این شب ها باید سوگواری كرد نه بذله گویی و خندیدن. در آن شب، جوانان روستا پی به كرامت آن بردند و درسی گرفتند كه زین پس باید رفتار و كردارشان، در شأن این مكان مقدس باشد. و حالا هم كه سن و سالی از ما گذشته ولی زمانی بخواهیم وارد این مكان بشویم عظمت و شكوه آن چنان در ظاهر و باطن ما تأثیر می گذارد كه قابل وصف نیست انگار انسان می خواهد روبروی آقا اباالفضل(ع) بنشیند.





نوع مطلب : آداب و رسوم مردم روستا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 بهمن 1393





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی